زمینه پارالکس

به یاد می آورم؛ نگاهی به فیلم «Still Alice»

دیدن را نگریستن؛ تحلیلی بر فیلم «کلومبوس»
آذر ۱۰, ۱۳۹۷
 

الیزابت بیشاپ شاعر یکبار نوشت : ” مدیریتِ هنرِ از دست دادن، سخت نیست.چیزهای زیادی وجود دارند که قرار است از دست بدهیم که فقدانشان مصیبت نیست. “

ترس همیشگی مادر مبتلا شدن به بیماری آلزایمر در کهنسالی است.همیشه در خودمونی هایی که داریم و به هر بهانه ای حرف از پیری به میان می آید باید اعلام کند که حاظر است خدایی نکرده کمتر عمر کند ولی آلزایمر نگیرد.حق دارد بنده خدا، آدم می تواند با همه درد ها کنار بیایید اما تنها یک لحظه تصور کنید که عزیزان و یک عمر خاطره را فراموش کنی و مثل یک غریبه میان یک عده که فکر می کنی هرگز آن ها را ندیده ای خودت را پیدا کنی.ترسناک تر از این هم مگر می شود ؟ تمام عمرت را صرف جمع کردن خاطره بکنی، خاطره ی بازی های کودکانه ات را، اولین روز مدرسه رفتنت را، بیرون رفتن با دوستان، اولین قرار عاشقانه، مسافرت رفتن هایت با خانواده و دوستان، روزی که ازدواج میکنی، روزی که دست های کوچک فرزندت را برای اولین بار در دست هایت میگیری.تمام این روز ها و خاطرات شیرین و حتی تلخ به یکباره ناپدید بشوند.

شرح حال مادر بهانه ای بود برای پرداختن به فیلمی به اسم Still Alice ! داستان زندگی زنی به نام آلیس (جولیان مور) که در بهترین سال های زندگی اش مبتلا به این بیماری می شود.آلیس استاد زبان شناسی در دانشگاه کلمبیا است و یک خانواده آرام و موفق دارد.شاید تنها دغدغه زندگی اش دوری کردن دخترکش (کریستن استوارت) از خانواده و سبک زندگی خاص اش است.اولین نشانه بیماری زمانی به سراغ آلیس می اید که او در دانشگاه کلمبیا در حال سخنرانی است که به یکباره متن سخنرانی اش را فراموش کرده و با لبخندی آن را به گردن شامپانی می اندازد که کمی قبل تر با خانواده اش نوشیده است و آن را جدی نمی گیرد تا اینکه یک روز آلیس در حالی که مشغول دویدن در سنترال پارک نیویورک است یادش می رود اینجا چه می کتد و چکاری باید انجام دهد ! لحظاتی پراسترس و دردناک که کارگردان ترس آلیس را با هنرنمایی جولیان مور به خوبی به بیننده منتقل می کند.بعد از این اتفاق او نزد متخصص می رود و با انجام چندین آزمایش متوجه می شود که در اوج دوران موفقیتش مبتلا به بیماری آلزایمر شده است.

داستان ” هنوز آلیس ” اقتباسی از رمانی موفق به همین نام است که لیسا جنوا نویسنده جوان امریکایی در سال ۲۰۰۷ آن را به رشته تحریر در آورده است.کارگردانی و فیلمنامه آن دستپخت مشترک ریچارد گلتزر و واش وستمورلند است که این فیلم تجربه سوم مشترک آن ها بعد از دو تجربه نسبتا نا موفق به شمار می رود.

” هنوز آلیس ” را می توان فیلمی موفق در معرفی این بیماری دانست. فیلم به ارامی بیننده را با آلزایمر آشنا می کند و در پایان بیننده به درک و فهم مناسبی در رابطه با این بیماری می رسد. جولیان مور تمام هنر و تجربه خود را در طی این سال ها یکجا جمع کرده و در این نقش خلاصه کرده و به راحتی در آن سال توانست اسکارش را ببرد.

اوج هنرنمایی جولیان مور رو می توان در سخنرانی اش در دانشگاه کلمبیا دید.جایی که او با گرفتن ماژیک هایلایتی در دستانش سعی می کند متنی را که برای سخنرانی آماده کرده است و رو به رویش قرار دارد را فراموش نکند.متنی که با سخنی از الیزابت بیشاپ شاعر شروع می شود و در آن فراموشی را مصیبتی نابود کننده نمی داند.در این سکانس ما با دغدغه اصلی فیلم آشنا می شویم.جایی که جولیان مور با بغضش به حضار می گوید با تمام سختی ها و محدودیت هایی که این بیماری برایش به وجود آورده است احساس زنده بودن می کند و به اطرافیانش عشق می ورزد.او در تلاش است تا به دیگران بفهماند که آلزایمر پایان زندگی نیست.

در پایان باید گفت آلیس زن بیماری است که دچار آلزایمر زودرس شده است.شدت این بیماری به قدری است که فرزندان خود را نمی شناسد و دستشویی خانه اش را گم می کند و خود را خیس می کند .روز به روز بر شدت این بیماری اضافه می شود و آلیس تمامی خاطرات زندگی اش که از نظر خودش با ارزش ترین دارایی های زندگی اش می باشد را فراموش کرده و زندگی عادی اش را از دست می دهد، ولی در مواجهه با داستان عاشقانه ای که فرزندش در پایان فیلم برای او می خواند لبخندی بر لبانش می نشیند و کلمه ی عشق را بر زبان می آورد.

آلیس مادر فراموشکاریست که معنای عشق را هنوز می داند و شاید به همین خاطر است که ما او را “هنوز آلیس” می دانیم.

دیدگاه ها بسته شده است